خانه ارتباط با ما درباره ما
پنجشنبه, 30 دی , 1395ساعت : 17:32کد مطلب: 3904

هملت به روایت عباس جمالی

میثم نوابی: چند روز پیش افتخار این را داشتم که به تماشای تمرین تئاتر هملت به کارگردانی «عباس جمالی» بروم….

میثم نوابی: چند روز پیش افتخار این را داشتم که به تماشای تمرین تئاتر هملت به کارگردانی «عباس جمالی» بروم. البته به تازگی نمایش «۵ ثانیه برف» به نویسندگی عباس جمالی و کارگردانی «مرتضی میرمنتظمی»  در تالار حافظ تهران به روی صحنه رفت و با استقبال زیاد تماشاگران مواجه شد. حضور بازیگران مطرح در ۵ ثانیه برف از جمله: «رویا تیموریان»، «فرشته صدر عرفایی»، «آزاده صمدی»، «سپیده صباغ» و «سارا لاهوت» نشان از اهمیت این کار و قابلیتهای آن دارد.

 

اما هملت به روایت جمالی هملتی متفاوت بود. اجرایی که با بازی انرژیک بازیگران عمدتا تازه کار ولی با استعداد، همراه با اکشنهای به جا و غیرمنتظره شما را بر روی صندلیهاتان میخکوب می کند.

 

اگر شکسپیر جنون هملت را دستمایه  طرد بی خردی می کند اما هملت جمالی قرار است که با جنون سخن بگوید. رفتارهای نوروتیک بازیگران در این نمایش مکانیسمی برای فرار از سرکوب فرهنگ و تمدن برای گفتن حقیقت است. حقیقتی که از تنانه ترین وضعیت انسان بر می آید. از آن عناصری که قوای اتوریته کمتر می تواند آن را کنترل کند.

 

بو، چیزی است نا دیدنی اما واقع. آن چیزی که در غیاب زبان و حتی سرکوبش می تواند استعاره ای باشد برای گفتن حقیقت. بوی گند ماهی های مرده، بوی بد اجساد، بوی بدی که از تنِ کشیش متحجر بر می آید در مقابل بوی خوب، بوی خوش زن، بویی که برانگیزاننده  عواطف عمیق زنانه است. بوی هوسناک عشق.

 

تم اصلی نمایش هاملت اینگونه است: هاملت که به عنوان ولی عهد دانمارک در خارج از دانمارک به تحصیل مشغول است، از مرگ پدرش و پادشاه دانمارک توسط «نیش مار» خبردار می‌شود و برای عزاداری به دانمارک برمی‌گردد. پس از بازگشت به دانمارک با این واقعیت روبرو می‌شود که نه تنها پدرش مرده است بلکه مادرش نیز سریع به ازدواج عمویش «کلادیوس» در آمده است و این عمو اکنون پادشاه دانمارک است. گویی کابوس و ضربه روحی مرگ پدر و ازدواج سریع مادر برای هاملت جوان کم نیست که سرنوشت برای او معضل و درد عمیق‌تری آماده کرده است. اکنون روح پدر بر او ظاهر می‌شود و به او می‌گوید که بدست برادرش و عموی هاملت کشته شده است و از هاملت خونخواهی و دادخواهی را می طلبد تا این روح نیز بتواند به آرامش خویش دست یابد.

 

جذابیت هملت برای ما مربوط است به معضلات عمیق و اگزیستانسیلی که هملت در درون خود حمل می کند و از دیدگاهی روانکاوانه او را به محل حضور تمناهای ناخودآگاهانه انسانی ما تبدیل می کند. از همین رو است که هملت و فیگور او از مهمترین داستانها و فیگورهای ادبی جهان مدرن محسوب می شود. این قابلیت باعث شده که این اثر از چشم اندازهای مختلف کار شود و به نقد کشیده شود.

 

هملت به روایت جمالی از جنون می آغازد. آن را طرد نمی کند بلکه او روایت خود را با آگاهی از قابلیتهای جنون آغاز می کند. هملت با تجربه شوک قتل خانوادگی و با کنار رفتن پرده ها و حجاب ها و روبرو شدن با هیچی و پوچی زندگی با معضل آگاهی و شناخت درگیر است. او با مواجه شدن با این تجربه های دردناک کل جهان سابقش با بحران و تزلزل روبرو شده و همه چیز برای او بی معنا شده است حتی اخلاقیات مقدس زندگی.  خوانش جمالی از هملت تحلیلی روان‌شناختی از شخصیت‌های این نمایش و همچنین چالش‌های وجودی آنهاست که در استیصال و اضطراب، تنهایی مفرط و هذیان‌گویی‌شان هویدا می‌شود.

 

این کار سرشار از رفتارهای هیستریک و وسواسی و تکرار کلمات و رفتارها است. در نگاه روانکاوانه هیستری با کارکرد «تمنای» ارضا نشده بروز پیدا می‌کند و «وسواس ذهنی» با کارکرد غیرممکن. روان رنجور وسواسی همیشه دلیل اصلی آسیب روحی خود را تکرار می‌کند، یعنی یک آشکارسازی خاص، نقص بنیادین بلوغ. هر دو مکانیسم در جای جای نمایش تکرار می شود و تماشاگر را در شوک این صحنه ها فرو می برد.

 

چالش اگزیستانسیال شخصیتهای نمایش این خاصیت را می دهد که دانمارک جمالی و آدمهای نمایشش قابل تعمیم باشند با هر جای دیگری. کشیش در این اثر حافظ قانون پدر است و قانون پدر با اولویت رستگاری با هرآنچه بوی زیبایی، عشق و وصال آدمها را می دهد مقابله می کند اما در حقیقت نهاد کلیسا و سلطنت با بهانه قراردادن ایمان و رستگاری در حال پر کردن صندوقچه های مادی شان هستند.

فرزند در آرزوی مادر است تا به رضایتمندی بهشت موعد برسد اما این آرزوومندی در مقابل قانون رستگاری بخش است. بنابراین پدر و محافظ قانون پدر، فرزند را به زنجیر تیمارستان می کشاند. تیمارستان، تبعیدگاهی است برای کسانی که با نظم ریاضت کشانه مقابله می کنند. گویا جمالی اینجا گریزی می زند به فوکو و نظم تیمارستانی اش و اینکه چگونه عقل سلطه گر هرآنچه مطابق میلش نباشد را با سیاست جنون وارگی، طرد و در مکانی مشخص دیده بانی مستمر می کند. اما این اتوریته و قدرت همیشه با مقاومت همراه است. این مقاومت می تواند حتی در تکانه های نوروتیک و در بازگویی حقیقت در لفافه جنون رسواگرانه همراه باشد.

 

او از دیوانه خانه ای به نام دانمارک صحبت می کند که نمی تواند محدود به یک قلمرو سرزمینی باشد. آن چیزی است مربوط به زیست جهان ما. تمام شخصیت های نمایش هملت در این دیوانه خانه دچار ترومای قتل پادشاهند و بر گرد این زخم حقایق خود را می گویند.

این قتل و کشتن تعمیم می یابد به مرگ ماهی ها، مرگ سربازان در جنگ، مرگ عشق، مرگ زیبایی و همه اینها در تقابلند با حیات ماهی ها، صلح و عشق و علاقه به زیبایی و اصل لذت.

 

میزان سنهای نمایش اغلب به جا و قاب هایی که در قالب ایستایی بازیگران و محل حضورشان ایجاد می شود تصاویری مفهومی و از لحاظ زیبایی شناختی قابل درک می سازد.

در این نمایش از ابزارهایی چون طناب وپارچه استفاده ای دراماتیک شده است. از لحاظ بازیگری علی رغم  بیان های قابل قبول تر، در بازی بدن نقصهایی مشاهده می شود که البته با توجه به قوت سایر جوانب کار این نقصها اثرپذیری کمتری دارند.

 

این نمایش قرار است اول بهمن ماه در محل خانه تئاتر کاشان برگزار شود توصیه می شود که این نمایش تحسین برانگیز را از نزدیک ببینید.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

© تمامی حقوق برای پایگاه تحلیلی خبری مشکات آنلاین محفوظ است و بازنشر هر نوع از محتواهای سایت منوط به اجازه مدیر سایت می باشد.