حکومت امیرالمومنین علیه السلام؛ ادامه دهنده روند صحیحی بود که از حضرت محمد صل الله علیه و آله آغاز شد. روندی که ادامه آن می توانست سلامت زندگی بشر را در همه زمینه ها تامین کند و سعادت اخروی را نیز رقم بزند.

یکی از ویژگی های حکومت امیرالمومنین علیه السلام مواجه آن با انحرافهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بود که از زمان حاکمیت پیشین به جا مانده بود.

فسادهای اقتصادی، رواج رانت خواری و اختلاس حاصل حکومتی بود که پس از عثمان به دست حضرت علی علیه السلام سپرده شد.

حضرت در این شرایط خاص برای اصلاح ساختار اقتصادی و جلوگیری از روند سابق چه برنامه ای داشت؟

این پرسشی است که برای پاسخ آن با حجت الاسلام و المسلمین محمد رضا یوسفی به گفتگو نشستیم.

یوسفی، عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم است. او دارای مدرک دکترای اقتصاد است و در محضر برخی از مراجع قم استفاده کرده است.

او شفاف سازی را یکی از راهکارهای جلوگیری از فساد اقتصاد می داند و معتقد است فساد در هر سیستمی ممکن است وجود داشته باشد و آنچه اهمیت دارد درجه فساد دولت هاست.

 

حضرت در زمانی به حکومت می‌رسند که فسادهادی زیادی در جامعه رخ داده و متنهای تاریخی بر فسادهای اقتصادی و اختلاسهای مختلف در حکومت عثمان گواهی می دهند. حضرت برای اصلاح این فسادها چه برنامه‌ای داشتند؟

 

در واقع آن پدیده ای که در زمان عثمان رخ داد تنها بعد اقصادی و بعد سیاسی نداشت بلکه همه ابعاد اجتماعی را و از جمله ابعاد فرهنگی را هم در بر می‌گرفت. یک شکاف عمیق طبقاتی رخ داد و فقر شدید برای گروههای جامعه به وجود آمد.

طبیعتا وقتی که حضرت به قدرت رسیده مساله را مد نظر داشت  یکی از ان ها تغییر وضعیت و ساختار دولت بود و احساس حضرت این بود که کلیت دولت از لحاظ  نوع نگرش باید تغییر کند و براساس یک روند جدیدی  شکل بگیرد.  در حوزه مسولیت های اداری، حضرت تلاش کرد تا مسئولیتها   بر اساس شایسته سالاری توزیع شود  نه بر اساس قرابت و خویشاوندی.

دوم مساله ای که حضرت به آن پرداخت مطرح کردن مساله پاسخگویی کارگزاران بود. هرکسی که مسئولیتی را می پذیرفت باید پاسخگوی عمل خود می بود. این پاسخگویی یکبار نسبت به مقام مافوق بود و یک بار نسبت به مردم. یعنی حضرت به حق نظارت مردم بر عملکرد مسئولان قائل بود. حضرت در نامه به مالک اشتر بر این موضوع تصریح دارند.

و سوم مساله ای که مورد توجه حضرت قرار گرفت نظارت بر کارگزاران بود. حضرت افرادی را گماشت تا مخفیانه از عملکرد کارگزاران گزارش تهیه کنند. این کار باعث می شود تا کارگزار با مراجعه هر شخصی احتمال دهد که این فرد مامور حاکم است و لذا خودش را کنترل می کند.

اقدام بعدی مجازات خطا کار است. حضرت کسی را که آشکارا مرتکب فساد می‌شود مجازات می‌کند و به تلاش‌های گذشته و یا قرابت و خویشاوندی او با خود و عواملش نگاه نمی‌کند لذا وقتی بنابر نقلی عبیدالله بن عباس خطا می‌کند می‌داند که حکومت علی علیه السلام حکومت خائنان نیست از این رو  سریع به طرف معاویه می رود. این نشان می دهد که حضرت در برخورد با مجرم چقدر جدی برخورد می کرده است

همه می دانند حضرت تاکید دارد اگر مالی به ناحق گرفته شده  باید بر گردانده شود  و فرصت‌هایی که برای گروه‌هایی به نادرست شکل گرفته باید اصلاح شود.

 

این تغییرات چهارگانه چقدر می تواند جلو فسادها را بگیرد؟

قطعا این تغییرات جلو فسادها را گرفته بود. جنگ جمل محصول همین عدالت اجتماعی است. عده‌ای احساس کردند دیگر رانت‌های حکومت قبلی که بر اساس خویشاوندی و امثال آن بود وجود ندارد. اگر شرایط جامعه به گونه ای  بود که حکومت حضرت طول بیشتری پیدا می‌کرد و آگاهی جامعه ارتقاء پیدا می‌کرد حتما در بلند مدت هم تاثیرات قابل ملاحظه ای داشت اما در همین مدت کوتاه هم ما تاثیرات این تغییرات را می بینیم؛ یکی از این تاثیرات کاهش قابل توجه فقر است به گونه ای که حضرت در روایتی می فرمایند با اینکه در که شرایط جنگی هستیم در شهر کوفه کسی نیست که شب را گرسنه بخوابند و یا سرپناه نداشته باشد؛ یعنی برای مردم کوفه مساله خوراک و مسکن حل شده بود. حضرت در اینجا به کوفه اشاره می کنند چون فقط کوفه در دست آن حضرت است.

 

این تغییرات چهارگانه برای جلوگیری از فساد اقتصادی جاری در یک دولت کافی است؟

بین مساله فساد اقتصادی و ساختارهای اقتصادی پیوند وجود دارد. هرچه ساختارهای اقتصادی درست باشد فساد هم کمتر است. در زمان حضرت اقتصاد دولتی وجود ندارد اما الان اقتصاد دولتی است و باید در این دوره برای اقتصاد دولتی هم فکری کرد. پس شرایط تغییر کرده است و وقتی که شرایط تغییر کرده ما باید راجع به این عوامل به صورت سهم و درجه اهمیت صحبت کنیم.

 

این عوامل می‌تواند سهم قابل توجهی در اصلاح فساد اقتصادی داشته باشد؟

بله؛ اگر مدیریتها بر اساس شایسته سالاری باشد و نظارت به شکل صحیح امروزی خود بیشتر شود قطعا جلو فساد گرفته می شود. بانک جهانی ۶۰۰ روستا در اندونزی را مورد مطالعه قرار داده است. در این طرح مطالعاتی به هر روستا ۹ هزار دلار برای راهسازی داده شده، در یک گروه از روستاها نظارت به صورت علمی انجام شده و در یک گروه نظارت به مردم واگذار شده و در یک گروه از روستاها نظارتی وجود ندارد. عملا در پیمانکاریهایی که نظارت علمی وجود داشته فساد کمتری از دو گروه دیگر وجود داشته است. مردم سازماندهی ندارند تا نظارت دقیق کنند. لذا اگر همین نظارت مردمی سازماندهی شده و نظام مند باشد جلو فساد گرفته می شود. مراد از مردم هم در اینجا گروه های فرهیخته است که اگر اینها با سازماندهی به دولت نظارت داشته باشند فساد مهار می شود. اینها می توانند خطای دولتی را آشکار کنند.

 

از شفاف سازی و شایسته سالاری به عنوان مبانی اصلاحات اقتصادی حضرت نام بردید. در جامعه‌ای مانند جامعه‌ای که حضرت در آن قرار دارد، شفاف سازی با واکنش افراد صاحب قدرت و صاحب رانت رو برو می‌شود و همانطور که گفتید جنگ جمل معلول همین تقابل است. آیا این نوع رویکردها در چنین جامعه‌ای می‌تواند به اصلاح بینجامد و یا جامعه را با مشکلات دیگری مانند به هم ریزی مواجه می کند؟

اینکه افراد بر اساس منافع تلاش می‌کنند بسیار طبیعی است. کسی که از رانت برخوردار بوده، به هر وسیله‌ای جلو شفاف‌سازی می ایستد. در ادبیات توسعه می گویند این تغییر نیاز به عزم ملی دارد. عزم ملی  یعنی دولتی که الان روی کار آمده باید اقدامات را با قاطعیت انجام دهد و مردم را هم در جریان قرار دهد؛ چون بدون حمایت مردم نمی تواند این اقدامات را انجام دهد. اینکه حضرت به والیان خود تاکید دارد که به مردم اطلاعات بدهند به خاطر همین مطلب است. در آن دوره این امکان چندان وجود نداشت اما در این دوره امکان اطلاع رسانی وجود دارد. وقتی که مردم احساس کنند تصمیماتی که دولت می گیرد تصمیمات درستی است از آن حمایت می کنند.

 

آیا زمینه ایجاد این عزم ملی برای تغییرات مورد نظر حضرت در آن جامعه وجود داشت؟

بله؛ تفاوت مهمی میان زمانی که پیامبر از دنیا رفته اند و حق حضرت نادیده گرفته شد و زمانی که عثمان از دنیا رفته وجود دارد. در آنجا خود حضرت بیان می کند که من منصوب خدا و پیامبر هستم و شایسته ترین فرد هستم. اینجا حضرت صراحتا حق خود را بیان می کند چون از زمان پیامبر زمینه بیان چنین سخنانی ایجاد شده اما وقتی که عثمان همه چیز را به هم می زند مردم به سراغ حضرت می آیند. در اینجا حضرت  حکومت را قبول نمی کند و می گوید من مشکلات پیش رو را می بینم.

حضرت وقتی که حکومت را قبول کرد یا باید چشمان خود را می بست و در مسیر قبل حرکت می‌کرد و یا باید این مشکلات را به جان می‌خرید و اصلاحات را آغاز می‌کرد.

 

گاهی بحثی در جامعه مطرح می شود که در زمان حضرت علی علیه السلام هم اختلاس شده است. اگر این سخن را قبول دارید بفرمایید منشا این اختلاس را چه می دانید؟

حضرت می گوید من وقتی می‌خواهم کسی را در پستی قرار دهم به گذشته و شخصیت فعلی او نگاه می‌کنم و سپس مشورت می‌کنم و پس از انتخاب فرد، او را مسئول قرار می‌دهم و بر او نظارت می‌کنم. در صورتی که این فرد تخلف کند با او برخورد می‌کنم. اینکه حضرت در نهج البلاغه می‌فرمایند اگر به تعبیر ما اختلاس صورت گرفت باید مال برگردانده شود و با او برخود شود و ننگ خیانت بر پیشانی او زده شود یعنی اینکه من با یک روش‌های عقلایی حکومت می‌کنم که با وجود این روش‌ها هم ممکن است یکی اختلاس کند اما مهم این است که ما در قبال این اختلاس چگونه برخورد می کنیم. آیا اجازه می دهیم که این روابط شکل بگیرد؟ چشمانمان را به این فسادها می بندیم؟ می گوییم برخورد با فلانی به صلاح دولت نیست؟ یا اینکه آنچنان قاطعانه برخورد می کنیم که برای دیگران  عبرت باشد.

 

آیا نفس وجود این فسادها نشان دهنده ناکارآمد بودن سیستم نیست؟

درجه فساد نتیجه ناکارآمد بودن سیستم است. الان هم وقتی که «سازمان شفافیت بین المللی» نمره می دهد، هیچ کشوری در فساد نمره صفر ندارد؛ چون در هر سیستمی افراد باهوشی هستند که دلشان را به شیطان سپرده‌اند. این گونه افراد سوء استفاده می‌کنند. آنچه اهمیت دارد این است که آیا حکومت شما به گونه‌ای است که زمینه ساز فساد شود یا نه؟ حکومت شما با فساد برخورد می کند یا نه؟

در جایی مثل برخی از کشورهای آفریقایی رییس جمهور صراحتا می گوید اگر قرار است رشوه بگیرید کار مردم را هم راه بیندازید یعنی سیستم چنان فاسد شده که رشوه را پذیرفته است. در غرب  هم فساد هست اما کم است و با فاسد برخورد می شود. در دولت عثمان خود دولت فساد را پذیرفته و دولت را بر اساس قرابت و خویشاوندی بنا کرده است اما در سیستم درست، استخدام و نظارت و مجازات دقیقی وجود دارد. لذا اینکه در زمان حضرت اختلاسی رخ داده نمی تواند سیستم را زیر سوال ببرد، مهم درجه فساد و نحوه مواجهه حکومت با فساد است.

 

آیا حکومت حضرت علی به لحاظ قانونی توانسته است ریشه های فساد را مهار کند؟

بله، حضرت با سیستم نظارتی و مجازاتی خود این کار  را کرده و موفقیت حضرت از گزارش‌های تاریخی آشکار می‌شود. از حکومت عثمان فسادهای زیادی در منابع تاریخی گزارش شده اما در حکومت حضرت چنین نیست و اگر فسادی هم گزارش می شود از حاکم و یا نزدیکان او نیست. اگر یک فساد از یک فرماندار هم نقل شده، برخورد حضرت هم نقل شده است. شما نقلی را نمی بینید که مثلا روشن شده که « عبیدالله بن عباس» خطا کرده و حضرت هم به خاطر قرابت چشمان خود را به این فساد بسته است.

 

با توجه به اینکه در دنیای امروز ساختارهای اجتماعی تغییرات بنیادی داشته آیا هنوز هم می شود از شاخصه های مورد استفاده حضرت در جوامع کنونی الگو برداری کرد؟

قطعا در نهج البلاغه پیامهای آشکاری برای دنیای امروز وجود دارد که این موارد چندگانه که عرض شد از نمونه این پیامهاست.