سمیرا رفیعی، پزشک: صفحه اینستاگرامم را بالا و پایین می کنم پر است از عکس‌های استادمان با روبان سیاه؛ همان استادمان که همیشه می‌نشست ردیف اول مورنینگ؛ درست همان صندلی وسط با لبخند مادرانه همیشگی‌اش؛ تنها امید من به خواندن ادامه شرح حال در بین کلی استاد که با نگاه غضبناک‌شان منتظر بودند که از اشتباهت پتک بسازند و بر سرت بزنن؛ اما او با لبخند ملیحش، با تکان دادن سرش با تاییدهای همیشگی‌اش به تو نشان می‌داد که خستگیِ کشیکِ سختِ دیشب تو را می‌فهمد.

 

نشان می‌داد که یادش هست سال‌ها قبل درست جای امروز تو ایستاده است و می‌داند تو دانشجوی خام بی‌تجربه‌ای هستی در ابتدای مسیر سخت و پر تلاطمی به نام پزشکی.

 

دو سال قبل دقیقا در چنین موقعی من اینترن شما بودم اینترن نفرو.  وای! استاد، یادش بخیر، بعد از کلی پیاده‌روی که از مورنینگ رفته بودیم بخش و از بخش رفته بودیم طبی یک و دو و چهار، کلی مشاوره کرده بودیم و از آنجا به وارد داخلی و از آنجا هم به اورژانس، تازه در راهرو یادتان می‌آمد که ای وای مریض‌های بخش دیالیز را ندیدیم.

بدو بدو می‌رفتیم که آن‌ها را ببینیم. بعد به ساعتت نگاه می کردی. ای وای ساعت دو شد. امروز هیچ چیز به اینترنمان یاد ندادیم.

بعد از این همه توضیح و آموزش که بربالین هر مریض به من دادی بازم هم اعتقاد داشتی چیزی به من یاد ندادی. می رفتیم دفتر گروه داخلی، خسته بودی اما می‌گفتی «uti و فشار خون خیلی به دردت می خورد» و بعد شروع به توضیح دادن می‌کردی.

 

استاد! اکنون که از شما می‌نویسم چهره شما دائم جلو چشمانِ اشک آلودم است. همان چهره آرام با همان لبخند؛ با همان سلام عزیزم هایی که تا درِ راهرو می‌دیدمتان نثارم می‌کردید.

استاد! در باورم نمی‌گنجد که شما دیگر در بین ما نیستید. با دوستانم صحبت می‌کنم همه پشت تلفن صدایشان گرفته و هق هق گریه امان‌شان را بریده است.

راستی استاد، چطور می‌توان آنقدر خوب بود و خوب زیست که از مرگ آدم، از نبود آدم، جماعتی به این عظمت که هر کدام اکنون در جای جای این مملکت هستند عزادار شوند.

راستی استاد، در بین همه درس‌هایی که به من آموختی چطور درس به این بزرگی، درس پاک و انسان وار زیستن را به من یاد ندادی؟

 

استادم، فوق تخصص کلیه، امروز به عشق مادر شدن به علت آمبولی و ATN جانش را از دست داد.

استاد عزیزم سرکار خانم دکتر « چیت سازیان» اگر چه فرزندی از شما زاییده نشد ولی ما همه فرزندان شماییم و تا ابد از مادر خود به نیکی یاد می‌کنیم.