آنچه در این یادداشت میخوانید تحلیل بازی نیمه نهایی آلمان و فرانسه در جام ملت های اروپا به قلم محمدرضا پرکاس مربی مشکاتی شاغل در فوتبال امارات است.

آلمان ( 0 ؛ 2 ) فرانسه

نیمه نهایی یورو
هردو تیم با یک سستم بازی کردند و اگر بخواهیم تحلیل کوتاهی ارایه دهیم.
باید گفت : آلمان بیش از 65 درصد زمان بازی صاحب توپ و میدان بود ولی فرانسه پیروز میدان شد.

  • حال ما میپردازیم به شکافتن این موضوع 

در تیم آلمان بیشترین تغییر در ستون فقرات اسکلت تیمی بوجود آمده بود ، بدین صورت که در رأس مهاجم اول خود یعنی گومز ، در وسط خط میانه زمین سامی خدیرا و در مرکز دفاع هوملس و اوسط نیمه دوم بواتینگ را دراخبار نداشت و برای همین بیشترین تغییرات درکمربندمیانه تیم داده شد و این چیدمان نکات منفی برای تیم آلمان داشت .

دو بازیکن 6 نیم یعنی شواین اشتایگر و امر جان هردو در سرعت دادن به بازی مشکل داشتند و درست است که تکنیک و حمل توپ شواینی خوب است ولی با توجه به مصدومیت های او ، هنوز برای 90 دقیقه بازی آمادگی ندارد و در این بازی حرکات پا به توپ او چون از داخل زمین خودی یا مرکز زمین انجام میشد که سرعت انتقال توپ را کمتر میکرد و در نتیجه به خط هافبک فرانسه این اجازه را میداد که جناحین دفاعی خود را که ضعف فرانسه محسوب میشود را خوب پوشش بدهند و همچون بازیهای قبل گوشهای المان؛

بخصوص حرکات نفود هکتور با تجمع تیم حریف مواجه شود و ارسالها خطرناک نبودند و فضا برای شوت های ناگهانی کروس مهیا نمیشد چون تیم فرانسه فرصت کامل داشت تا به آرایش تیمی برسد و من را به یاد بازی بلژیک و ولز میاندازد که آزارد بهترین بازیکن میدان با پابه توپهای عرضی بیشترین کمک را به ولز کرد ، نکته بعدی در خط میانه بردن اوزیل در جناح و بسته شدن او از نظر بازسازی ، و نکته اصلی دیگر این که مولر بازیکن خوبی است ولی نه به عنوان مهاجم هدف ، أو همیشه در جا گیری و زدن ضربات دوم و یا اینکه قطع کردن پاسهای ارسالی در منطقه جریمه حریف خلاقیت دارد ، او تکنیک فردی بالای ندارد و در فضاهای کوچک و در جای که احتیاج به ریزه کاری است مثمر ثمر نیست ، مثلا در بایرن مکمل خوب برای لواندفسکی و یا در تیم ملی برای کلوزه بود و در بازیهای قبل برای گومز . آلمان میتوانست از نفرات دیگری بهره بگیرد که مناسبتر برای این بازی بودند ،

  • برای نمونه شورله در گوش چپ یا گوتزه راس حمله که تکنیک تر از مولر است و مولر در جناح بیشتر کاری داشت

در مجموع برای روبروی با خط هافبک قوی فرانسه فقط سرعت دادن و جابجای سریع میتوانست حمایت آنها از خط دفاع شان را کمتر کند ، که به نظر من نفراتی که برای انتقال سریع توپ در مواقع سویچ کردن (ازحالت دفاع به حمله) در این پست بازی میکردند ، نتوانستند کارآیی لازم را انجام دهند و بر این ضعف تیمی فرانسه یعنی جناحین دفاعی آنها فشار وارد کنند. آلمان میتوانست با توجه به اینکه حریف با تک مهاجم بازی میکرد و گریژمان از پشت به خط حمله اضافه میشد ، در نیمه دوم 4.1.4.1 بازی کند و جای شواینی و کروس را عوض میکرد ، آنوقت با پاسهای دقیق و تک ضرب تونی کروس انتقال از دقاع به حمله سریعتر میشد و هم اینکه از قدرت دریبل زنی و تکنیک شواینی در فاصله نزدیکتری به دروازه حریف بهره میبردند .

با توجه به اینکه بازی در پشت 18 قدم فرانسه گره خورده بود آوردن مهاجم دیگر یعنی سانی که تکنیک و سرعت در دریبل زدن یک مقابل یک را دارد باید ، زودتر انجام میگرفت و همچنین آوردن شورله در گوش برای نفوذ از جناح چپ با بازی های ترکیبی با هکتور برای به داخل زدن و شوت های ناگهانی که تخصص اوست و دیگر برگشت اوزیل به مرکز و بازیکن آزاد شدن نکاتی بود که کادر فنی آلمان میتوانست برای پیروز شدن انجام دهد چون امروز تیم آلمان تمام کنند برای حملات خود نداشت .

در تیم فرانسه آنها با تمرکز در زمین خودی و پوشش دادن جناحین خود و قرار دادن پوگبا در جلوی مدافعان ( بازیهای قبلی بیشتر در چپ زمین بازی میکرد ) جهت محکم کردن مرکز و همچنین تغذیه کردن و استفاده از تکنیک بالای او در ارسالهای مستقیم برای مهاجم اول آنها ، جیرو و همچنین فرار از عمق گریژمان ، توانستند خوب بازی را کنترل کنند و بیشتر با حملات سریع و کم تعداد در صدد گرفتن ضربات ایستگاهی بودند که گل اول از نقطه پنالتی بواسطه همان کرنرها متعدد بدست آمد . در گل دوم فرانسه دو نکته وجود داشت اول اینکه موقعی که دفاع تحت فشار است دور کردن بلند توپ بهترین گزینه است و دوم اینکه در حالت تک به تک باید مدافع آنهم در 18 قدم حتما پوشش داده شود که مدافع درگیر برای متوقف کردن مهاجم به خطا روی نیاورد و دیگری اینکه ارسال یا پاس خوبی از سوی نفر پا به توپ به روی دروازه فرستاده نشود و این جزء معدود حالاتی بود که تیم آلمان در انجام آن کم کاری نمود و حاصل آن دریافت گل دوم از نبود تمرکز در 6 قدم و مجددا ضربه از قلب دفاع .

  • در مجموع آلمان از نداشتن یک مهاجم هدف و تمام کننده ضربه دید ، همچنین تاخیر در انتفال بازی بوسیله شواینی 

سه حرکات گریژمان چه با توپ و چه بدون توپ در این بازی تاثیر گذار بود ، همان وضعیتی که در بازیهای باشگاهی اروپا در بازی بایرن و اتلتیکو مادرید ، کریزمان در آن نقش اول را داشت. بطور کلی چیدمان نفری و تعویض های آلمان نا مناسب و یا با تاخیر انجام شد.
باید در کلاس توجیهی داوری ، نوع پریدن برای زدن ضربات سر درون منطقه جریمه را به بازیکنان آلمان یادآوری کرد چونکه در دو بازی حساس ، دو پنالتی کمر شکن را به تیمهای ایتالیا فرانسه هدیه دادند .
در ضمن هردو تیم 4.2.3.1 بازی کردند.

محمدرضا پرکاس – مربی فوتبال